این داستانک را من برای شرکت درمسابقه داستاهای
55 کلمه ای هفته نامه همشهری جوان نوشتم
"""کلاغ"""
جوانی تنومند کلاغ پیری عاجز از پریدن را
در اغوش گرفت چیزی در دهانش گذاشت و
رهایش کرد کلاغ خوشحال از غذایی که بی منت
به او داده شده لی لی کنان عرض خیابان را تا لب
جوی طی کرد ناگهان ترقه در دهانش ترکید
خون کلاغ اب جوی را سرخ نکرد ولی صورت مرا چرا
خدایا دل من شور وشَری داشت
به هر زیبا رویی نظری داشت
ولی اتیش خود عیان نمیکرد
از افشای اسرارش حذری داشت
شما که بند پاشو باز کردید
زبون دلمو دراز کردید
همه نشسته اید بر لب گود
منو رقاسۀ این ساز کردید
تمام اتیش گرفته تارو پودم
میدونم هیچی اینجا نیست به سودم
چنان بار گرانیست روی دوشم
آهم به عرش رسید گرچه خموشم
دلم قانع شده بود که نمیشه
عشقو ز سر پروند واسه همیشه
حالا توی چنان موجی فتاده
نه راه پس داره نه راهی پیشه
توان و بردباری ام گسسته
دلم در همۀ راه ها شکسته
شب تیره به چشمم پا گذاشته
همه درها به رویم شده بسته
نمیدانم بهارم بعد از اینه
یا خزانی سر راهم نشسته
تنم پر درد و نالانه ز دنیا
فقط این دلمه که مست مسته
به غایت عشق درد بر من چشانده
خداوندا تو راهی را نشان ده
یا خاموشم بکن واسه همیشه
یا دستم گیر و به گرمی فشار ده
دل به تو دادم به امید وصالت
مهر تو خواهم ودریای نگاهت
زندگیم شده همین گرتو خواهی یا نخواهی
یا به تو میرسم یا شوم فدایت
=====================
تو رنگ سرخ شقایق * من رنگ برگ پائیزم
تو پرطراوت و عاشق * من ازغم پوچی لبریزم
=================
هر صبح که صحر خیزم و دستم به دعاست
گویم خدا ان یار غارم به کجاست
هر جا که هست نگهش دار به سلامت
گر او نباشد جان من هم به فناست
=============
تا تو یار من باشی غمی ندارم
واسه دردهام جز تو مرهمی ندارم
شیرین ترین خاطره هام با تو بوده
من که جز تو دیگه همدمی ندارم
============
ای برف ببارو سفید کن دل مارو
از غم برهان و پر امید کن دل مارو
ای کاش که عریان زیر این برف میتوان رفت
بلکه خاموش کند برف دل سوخته مارو
===============================
اهو ز تو اموخت
دل بردن ورم کردن و واپس نگریدن
شمع وپروانه و گل هم ز من اموخت
افروختن وسوختن وجامه دریدن
============
اگر نور دو چشمت را * درچشمان من اندازی
به نرگس چشات سوگند * مرا مدیون خود سازی
================
گلم گلهای دیگر به چه کارن * تو که هستی به چشمم همه خارن
همه گلهای آلم بشن نرگس * به قدر سوزن حسن تو ندارن
=====================================
دیدن روت واسه من مثل حرم مقدسه
ارزومه که یه روز دستم به دستات برسه
گل بو دی پائیز شد رفتی بی خیال
خاطرات شیرینت تا ابد واسم بسه
همیشه تو این عذابم
که چرا گولتو خوردم
چرا عاشق تو بودم
صد دفعه برات میمردم
اون چشات دروغ میگفتن
تو که عاشقم نبودی
من چرا دل به تو بستم
تو که لایقم نبودی
تو نبودی اون فرشته
که تو روِیِِِِِِاهام میساختم
لب روی لباش میذاشتم
دلمو بهش میباختم
حیف اون دقایقی که
توی رویای تو بودم
توی خواب غفلتم
محو تماشای توبودم
برو از جلوی چشام
نمیخوام ببینمت
تو هنوز کالی واسه عشق
نمیخوام بچینمت
نتونستم
قدرتو من ندونستم
نمی خواستم
تو شکستی من شکستم
چشم نداشتن تا ببینن
شادی ما دوتارو
وارونه جلوه دادن
همه حرفای مارو
نارفیقان کثیف
با من بازی کردن
من که باورم نمیشد
منو رازی کردن
بخدا پشیمونم
بد جور تو گل گیر کردم
روی نادانی و جهل
تورو چه دلگیر کردم
توبه میکنم پیشت
امیدوارم بپذیری
یا حکم اعدامم بدی
یا که دستمو بگیری
به چه جرمی چه گناهی
به چه خبط واشتباهی
منه تاهمیشه صادق
رفته ام تا به تباهی
تو گفتی با هر کمیّت میمونی
غزل عشقتو با من میخونی
تو میگفتی عشقمون خدائیه
دوست داشتم بی نهایت میدونی
فکر نمی کردم به آنی
رنگ تو عوض بشه
عشقی که دم میزدی
تبدیل به هوس بشه
حتی تو خواب نمیدیدم
منو تنها بذاری
یا توقلبت واسه دیگری
بخوای جا بذاری
تو منو دوستم نداشتی
کاش از اول میدونستم
تامنم دوستت نداشتم
سخت بود ولی کاش میتونستم
نمیشه فراموشم شی
باهمه نامردیهاتم
نمیتونم پابذارم
روتموم خاطراتم
عشقی از تو تو دلم هست
که فراموشم نمیشه
هنوزم باور نکردم
که رفتی واسه همیشه
منو ببخش که نتونستیم منو تو ما بشیم
از حقیقت بگذریم وارد رویا بشیم
سحر زندگیم شی نوید از صبح بدی
عشق نذاره زیره بار زندگی تا بشیم
تو خیلی مهربونی عاطفه داری
واسه دوستی وقت بسیاری میذاری
عشق تو برام زیاده نمیتونم
من میرم تا دل به لایق بسپاری
یادمه بچه گیها * بین اون همبازیها
حرفی از عشقی نبود * روزبون ما دوتا
ولی تو با اون نگات * منو افسون کردی
گفتی که دوستم داری * منو پریشون کردی
منم عاشقت بودم *تو خودت خوب میدونی
فکر میکردم تا ابد * ماها باهم میمونیم
ولی زندگی چه زود * درحقم ناروا کرد
دست تقدیر اومدو * ما دو تارو جدا کرد
حا لا تو خونتونی * ولی من تو غربتم
خیلی سخت تنهایی * گریه شده عادتم
بیا به من قول بده * از رویه مردونگی
من به یادت میمونم * بگو یادم میمونی
به امید روزیکه * دوباره پیدات بکنم
بنشینم روبه روت* تو چشات نگاه کنم
تا دوباره تو به من*بگی که دوستم داری
منم عاشقت بشم * جونمو فدات کنم
گهی در کوه گهی در کوره هستم
گهی غمگین گهی مجنون ومستم
گهی دلخور زاحوالات دنیا
گهی دلشادمو باده بدستم
گهی دارم حس پادشاهی
گهی سویت شوم بهر گدایی
گهی سجده کنم برخاک پایت
گهی به اوج روم با یک نگاهت
گهی عشقت مرا دیوانه سازد
گهی دیوانگییم چاره سازد
گهی زیستن شیرین است به هوایت
گهی گویم خدا جانم فدایت
تا به کی عشقمو پنهون بکنم
سینمو براش یه زندون بکنم
تا به کی از خوبیهات چیزی نگم
درفراقت دلموخون بکنم
هنوزم گفتن ازعشقت
به زبون مشکلمه
واسه گفتن دستوگیتارم
زبون دلمه
عشقمو میگم باسازم
تا دلم راحت بشه
تانذارم عشق پنهون
واسه دل عادت بشه
چشایه نازتو ببند
رقص نت هارو ببین
گلم گلدونت منم
بیا تودلم بشین
تاهمیشه صادقم
بادلمو با دلت
نمیذارم غم بشینه
تو چشایه خوشگلت
تموم نت های سازم
اسم تو زمزمشونه
تا به گوشت برسونن
عشق تو خالقشونه
میخوام هم صدا بشی
بادلم با گیتارم
تو چشام نگاه کنی
بگی که دوست دارم
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by biid.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM